تبليغاتX
مهدی موعود

 

باز باران با ترانه..

میخورد بر بام خانه،

یادم آمد کربلا را،

دشت پرشور وبلا را..

گردش یک ظهر غمگین،

گرم و خونین،

لرزش طفلان نالان،

زیر تیغ و نیزه ها را،

با صدای گریه های کودکانه

وندرین صحرای سوزان،

میدود طفلی سه ساله،

پر زناله،دلشکسته،پای خسته

باز باران...قطره قطره،

میچکد از چوب محم

                                                      ...........

آخ باران                  کی بباری بر تن

عطشان یاران            ترکنند از آن گلورا

آخ باران............            آخ باران.........

..........................................................................................

قیامت بی حسین غوغاندارد/شفاعت بی حسین معنا ندارد/حسینی باش که در محشر نگویند/چرا پرونده ات امضاء ندارد.

..........................................................................................

فرا رسیدن ایام محرم و سوگواری ابا عبدالله بر شما دوستداران امام

حسین(ع) و اهل بیتشان تسلیت باد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 22:54  توسط ساعی 



 

شوق دیدار یار را شاید نتوان برای همگان یک وظیفه شمرد،این وظیفه عاشقی

است.

این تکلیف سوختگان هجران است.

آن کسی که فراق حضرت مهدی(ع)بی تابش کرده.

آن کسی که دوری رخ زیبای یوسف فاطمه(ع)خواب را از چشمانش گرفته.

آن کسی که غیبت مولایش راحت و آرامش و آسایش ظاهری را از او سلب

نموده،به چیزی جز دیدار نمی اندیشد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 22:0  توسط ساعی 



 

اگر کسی که امام زمان (عج) را شناخت،دیگر یادش را از خاطر نخواهد برد.

اگر کسی مهربانی های اورادید،دیگر فراموشش نخواهد کرد.

راستی مگر می شود کسی که پدرش،برادرش و دوست مشفق و دلسوزش را

از یاد نمی برد،امام زمانش را به فراموشی بسپارد؟!

حق کدامین پدر افزون تر از خقوق امام زمان(عج) است؟

کدام برادر مهربان تر از اوست؟

دلسوزی چه دوستی بیشتر از دلسوزی ها و محبت های او است؟


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 21:59  توسط ساعی 



 

همانند کسی که در پی شب یلدایی،خسته از ظلمت و تیرگی،چشم به افق دوخته

و دمیدن و روشنایی خورشید را آرزو می کند.

 

همانند کسی که در بیابانی بی انتها سرگردان مانده،تنها و وحشت زده رهنمایی

را می طلبد.

 

همانند کسی که در قحطی و سالی بی باران،در کنار مزرعه عطش زده اش،به

امید پدیدار گشتن ابر رحمت،دیده به کرانه های آسمان،چشم دوخته است.

 

همانند کسی که در حین بالا رفتن از کوهی،پایش لغزیذه و دست به سنگی

گرفته و کمک دهنده ای را فریاد می کند.

 

همانند کسی که در کنار بستر بیماری عزیز،ترسان از جان دادن او،ورود طبیبی درد آشنا را لحظه شماری می کند.

 

باید انتظار کشید،باید دیده به راه امام زمان (عج) بود،باید هر صبح و شام چشم

انتظار فرج ماند.         

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 21:54  توسط ساعی 



چرابایدبرای فرج امام زمان (ع)دعاکنیم؟مگرنه آنکه فرج آن حضرت از

مقدرات الهی است؛پس دعابرای ظهور چه معنایی دارد؟آیاحقیقتا دعای ما

درجلوافتادن زمان ظهورآن حضرت مؤثراست؟مگرآن حضرت به دعای

مانیازدارد؟واگربرای تعجیل فرج دعاکنیم چه برسرمان خواهدآمد؟

برای پاسخ به این سِؤالات بایدبگوییم؛


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 12:49  توسط ساعی 



مهدی موعود (عج)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 12:6  توسط ساعی 



باید روی ماه رمضان رابوسید وگل نازنین وجودش رابویید.بایدشب .

جود رابانور اوروشن کرد ودرمهتابی نورش راه های آسمان هارا پیدا کرد .

 باید با وضو وارد شهر خدا شد وبا تمام وجود بر خاکش سجود کرد .

شهر خدا را بایدمانند خانه خدا گرامی داشت وبرای ورود به آن باید محرم شد.

 شهر پر مهری که مهد معرفت است وماه خوب رویان عالم...

شهر خدا فرصتی است که وقتی نسیم ملایمش می آید وتورا در بر می گیرد،

فکر می کنی برای همیشه با تو خواهد بود.

ولی به نا گاه مانند که رویا تورا تنها می گذارد و می رود وتنها خیال روی

ماهش باقی می ماند و در روزمرگی ها پنهان می شود شب وصالش بسیار

کوتاه است وروز فراقش بس طولانی...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 13:18  توسط ساعی 



 

مولای من :

گاه گاهی بیادت غزلی میخوانم 

تا نگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست 

خوب رویان همه گر بادل من خوب شوند

خوب من ،با همه خوبان 

حساب تو جداست


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 13:14  توسط ساعی 



 

مولای من :

گاه گاهی بیادت غزلی میخوانم 

تا نگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست 

خوب رویان همه گر بادل من خوب شوند

خوب من ،با همه خوبان 

حساب تو جداست


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 13:8  توسط ساعی 



یقین داشته باشیم که اگربه یادامام زمانمان نیستیم ودعابرای تعجیل ظهورآن

حضرت راجدی نمی گیریم،هدف تیرشیطان قرار گرفته ایم وبعیدنیست این تیر

زهرآگین مارادر ورطه هلاکت بیفکند؛همان گونه که انسان های زیادی را در

طول قرن های گذشته ودر روزگارما هلاک ونابودساخته است زیراکه با امام

زمان خویش بیگانه بوده اند.

به راستی که برای شب اول قبر وفردای قیامت چه ذخیره کرده ایم؟ برای یک

امتحان ساده دنیوی همچون آزمون استخدامی یاکنکوردانشگاه و... از مدت ها

پیش از آن برنامه ریزی وکسب آمادگی می کنیم.برای قبولی درآزمون امامت

چه کرده ایم؟

برای امام زمان خویش چه کرده ایم؟

میثم تمارها به جرم محبت به صاحب مقام ولایت برسرداررفته اند.

حجربن عدب راعمال معاویه (لعنة الله علیه) تاکمردر خاک فروبردند وبا

سنگباران به شهادت رساندند.

عروس خباب بن ارت(هفتمین مسلمان صدراسلام) راخوارج به جرم ولایت

امیرمؤمنان(ع) اذیت وآزار نمودند.شکم اورادریدند،فرزندش رابیرون آورده

ومحکم به دیوارکوبیده وکشتند.

پرده نشینان حریم کبریا درحادثه کربلا طعم اسارت کشیدند.

ازتفریحات حجاج بن یوسف ثقفی (لعنة الله علیه) این بود که وقتی سفره

 می انداختند دستور می داد یکی از شیعیان ودوستان امیرمؤمنان(ع) رانزدش

حاضرنمایند وسرازبدنش جداکنند.آن شهید مظلوم درخون خود دست وپا می زد

وآن معلون باولع تمام غذا می خورد.

به راستی ما برای امام زمان (ع) چه کرده ایم؟ برای فردای خویش کدامین

سرمایه رااندوخته ایم؟ به چه میزان ازجان ومال وعمر وجوانی وسرمایه های

خویش برای آن غریب آل روا (ع ) مایه گذاشته ایم؟

کم لطفی تا آن جا که حتی ازخرج کردن زبان خودبرای آن امام مظلوم نیز

 مضایحه نمودیم. گفتن یک((وعجل فرجهم)) بعدازصلوات هم برایمان سخت

ودشواراست.آن کس که حاضرنیست بازبان خودامام خودرایاری کند چگونه

ازمال وجان خویش درراه آن حضرت خواهدگذشت؟

آری؛ماحتی ازانجام ساده ترین وظیفه درقبال امام زمانمان که همان دعابرای

فرج آن حضرت است طفره رفتیم.

اماهنوز دیرنشده است. تاپیک اجل ازراه نرسیده فرصت برای توبه و جبران

گذشته ها باقی است. غفلت کافی است. بیایید تا فرصت باقی است همتی کنیم.

عنان لحظه لحظه عمرخویش رادر دست گرفته وبرای آن برنامه داشته باشیم.

یکی ازوظایف حتمی هرانسان شناخت امام زمان (ع) است واگر کسی امام

زمان خویش را نشناسد به اعتقاد همه مذاهب اسلامی به مرگ جاهلیت

خواهدمرد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 12:58  توسط ساعی 



 

آخرالزمان است.مرگ های ناگهانی؛اتفاقات غیرمنتظره؛هرلحظه حادثه ای

درکمین ماست.بارهاوبارهاخبرمرگ کسی راشنیده ایدکه اصلاانتظارآن

رانداشته اید. به قول معروف حادثه خبرنمیکند.تضمینی ازجانب 

خدای تبارک وتعالی واهل بیت (ع) به هیچکس نداده اند.برعکس توصیه کرده

اند درآخرزمان نکازهای خودرااول وقت بجای آورید.

امیرمؤمنان حضرت علی (ع) خطاب به دوستان وشیعیان خویش فرموده اند:

پس درآن هنگام بترسید که مبادا خداوندشمارا غافلگیر نماید وفرصت توبه

ازشما گرفته شود،پس وقتی چنین شدواجب است وصیت خودراپیش ازرسیدن

بل آماده کنید و واجب است نمازرادراول وقت اقامه نمایید چراکه نمیدانید

تاآخروقت زنده خواهید بود یا نه! اگرآن زمان رادرک کردید شب ها

 بی وضونخوابید واگرقدرت دارید همیشه باطهارت باشید...چون آدمی ترسان

است و نمی داند چه وقت اجلش فرامی رسد وفرشته مرگ به سراغش می آید.

آری؛گرچه دنیا همه فکروذکرمارابه خودمشغول ساخته است؛اما باید بدانیم این

دنیا مقصدخلقت وآخرخط نیست. تنهابه منزله مسافرخانه ای درمیانه راه است

ودیریازود پیمانه مانیزپرخواهدشد. مهلت مانیزبه اتمام خواهدرسید ومأموران

الهی چه بخواهیم وچه نخواهیم مارابه منزلگاه دیگر(عالم برزخ)منتقل

خواهندکرد.به احدی هم فرصت بازگشت به دنیارانخواهندداد.خوشابه حال آنان

که خداشناس ازدنیارفته اند؛واما خداشناس کیست؟وخداشناسی چیست؟

مولای غریب ما حضرت سیدالشهداء نیزدرپاسخ فرمودند:

|معرفت خدا یعنی|این که اهل هرزمانی اما خودرابشناسد؛همان امامی که

اطاعت ازاوبرایشان واجب است.

بلافاصله ودراولین ساعات ورودبه عالم برزخ ودرشب اول قبر بااین سئوال

مواجه خواهیدشد : امام توکیست؟

درفردای قیامت نیز هرکس درروزگار هرامامی زندگی کرده است با همان

امام به صحرای محشرخواهدآمد.

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 12:55  توسط ساعی 



عطرگل نرگس فضای عالم رامعطرکرده است وکوچه پس کوچه های دل های خاک 

  آ لوده بانورافشانی قدوم آخرین یادگارصالحان جهان تزیین شده است.

          ***********************************************

ای پیشوای عالم امکان خوش آمدی.ای شهسوارعرصه ایمان خوش آمدی.ای زبده

سلاله طاها و مرتضی.ای رهبر عدلت واحسان خوش آمدی.

************************************************

 

یارب عیداست عطابرهمه ده

برماتم واندوه همه خاتمه ده

پایان غم همه ظهورفرج است

تعجیل فرج به مهدی فاطمهده

 

/نیمه شعبان برهمه مسلمین مبارک باد/

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 23:25  توسط ساعی 



نظرتان درباره ی

2012

چیست؟!

شماباورش دارید؟

آیاحقیقت دارد؟

نابودی دنیا...؟

...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 12:26  توسط ساعی 



ستاره طارق چیست؟

آیا ستاره طارق یکی از پنج صیحه یا ندای ذکر شده در آخر الزمان است؟

ظهور ستاره طارق بر چه دلالت دارد و چه تاثیراتی دارد؟

آیا طارق پیش از این نیز ظاهر شده؟

هنگام طلوع ستاره طارق چکار باید کرد؟

آیا می توان تاریخ ظهور طارق را با توجه به پیشرفتهای علمی و فضایی پیشگویی نمود؟

در سال ظهور و یا سال قبل از آن پنج صیحه یا ندا شنیده می شود . یکی از این صیحه ها که در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است صیحه جبرئیل امین است که به نام قائم آل محمد ندا می دهد و یک ندا از شیطان که در روز جمعه بعد از زوال خورشید است . سه صیحه یا ندای دیگر مربوط به سه واقعه یا به عبارت بهتر بلای طبیعی است که در دو تا از آنها در مشرق و دیگری در مغرب روی می دهد. در مقالات مربوط به آتشی از مشرق و آتشی از مغرب این دو صیحه شرح داده شد. بر اساس روایات واقعه دیگری غیر از آنچه ذکر شد در نزدیکی ظهور در مشرق زمین اتفاق می افتد.

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان است.

در روایات اسلامی نیز چندین بار از این دنباله دار سخن رفته و پیامبر اسلامی صلی الله علیه و اله و سلم نیز مفصل در باره آن در حدیثی طولانی و مفصل توصیاتی را نموده اند که نشان می دهد موضوع از اهمیتی خاص برخوردار است پیامبر (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: هر گاه در ماه رمضان صدای صیحه بلند شد پس در شوال جنگ آغاز می گردد.  گفتیم: ای رسول خدا، صدای بلند چیست؟ فرمود: صدای شدید فرو افتادن چیزی است در ماه رمضان، در شب جمعه ای ، در سالی پر از زلزله ها که خوابیده را بیدار می کند، ایستاده را می نشاند و دختران جوان را از سراپرده هایشان بیرون می آورد. بنا بر این، هرگاه نماز صبح روز جمعه را خواندید، داخل خانه­ هایتان شوید، درها و روزنه ها را ببندید، خود را بپوشانید و گوشهایتان را بگیرید. هر گاه آن بانگ بلند را احساس کردید، برای خدا به سجده در افتید و بگویید:«سُبحان القدّوس، سُبحان القدّوس، ربّنا القدّوس». زیرا هر کس چنین کند، نجات می یابد و هر کس چنین نکند، نابود می شود.  الفتن، ص ۱۳۶، جزء ۳، ح ۶۱۹ .  ( توضیح اینکه این روایت از ابن مسعود هم نقل شده است)

در روایتی دیگر از امام باقر (علیه السلام) آمده :

هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی ‏آور در مشرق طلوع می‏کند.نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏ السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود. ( الفتن، ص 148، جزء ۳، ح 607)



Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

در روایتی دیگر آمده است :

از علائم نزدیکی ظهور :... طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد. (علامه حلی:نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی)

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 16:48  توسط ساعی 



 

درفرازونشیب های این دنیای پرآشوب،آن گاه که ازهمه جاوهمه کس ناامید

می شوید،هرزمان که درامردین یادنیای خویش حیران وسردرگم

 می مانید،هنگامی که همه ی راه ها وتمام درهارابه روی خودبسته

می بینید،اگربامشکلی مواجه شده ایدونمیتوانیدآن را بانزدیک ترین کسان

یاصمیمی ترین دوستان خویش مطرح سازید؛وقتی درامری حتی پس

ازمشورت بادیگران هنوزمرددهستیدونمیدانیدبالاخره چه بایدبکنید؛وقتی

مشکلات ازهرسوشمارامحاطه می کند؛دراوج تنهایی،درنهایت یأس وناامیدی

ودربن بست ها وتنگناهای زندگی،یگانه مرجعی که دست شمارا می گیرد،راه

را به شما نشان می دهدوشماراازسرگردانی وحیرت بیرون می آوردکهف

امام،صاحب زمان،لنگرزمین وآسمان،

پناه بی پناهان،دستگیردرماندگان،فریادرس بیچارگان،امیدناامیدان،

بهاردل ها،آرام بخش جان ها،یوسف حضرت زهرا(ع)مولانابقیهَ الله الاعظم

ارواحنافداه می باشد.

زیرا به اعتقاد ما،اراده ی حق- تعالی- به این امرتعلق یافته است که همه ی

خیرات، نعمت ها،موهبت ها وعطاهایش باواسطه ی ائمه ی معصومین به خلق

برسد؛بنابراین هرخیری که در این زمان به ما می رسد وهر عنایتی که از

جانب خداوند- تبارک وتعالی- به ما می شود وهربلا ومکروهی که از ما دفع

می گردد همه وهمه به میمنت وجود مقدس حضرت ولی عصر(ع)است که آن

حضرت،خود فرموده اند:

((من پایان دهنده(ونگین)جانشینان پیامبرانم وخداوند به وسیله ی من،

(گرفتاری و)بلاراازخویشان وشیعیانم برطرف می کند.))

امام زمان ما((مهدی))و((هادی))است.خود،هدایت شده ی خداست وازسوی

دیگرهدایت کننده ی عالم به سوی خداست.صدرنشین خلایق عالم،وسیله ی

پیوندواتصال میان زمین وآسمان است.باب خداست که مردم ازآن وارد

 می شوند.((وجه الله))است ودوستان واولیای الهی روبه سوی اودارد.

چشم خداوشاهدبر بندگان است.نگاهش تورازیرو رو می کند.

برگزیده وحجت خداست.دم زدن ازاودردنیا وآخرت به توآبروواعتبار

 می بخشد.

شروع کن...

هرکه هستی وهرچه می خواهی بیا...

بسم الله...

یک گام بردار...

سلامی عرض کن...

اظهارارادتی کن...

بگو:الغوث یا صاحب زمان...

ببین چگونه باقلب وجانت بازی می کند؟!...

بگو:آقاجان!به توپناه آورده ام.

به فریادم برس.

دستم بگیر.

ردم مکن.

رهایم مساز.

لحظه ای مرا به حال خودوامگذار.

الغوث ، الغوث ...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 11:30  توسط ساعی 



 

آقای من؛

ای مسافربیابان های تنهایی؛

مضطرفاطمه(ع)؛

اسیرآل محمد(ص)؛پدرمهربان اهل عالم؛

می خواهم غربتت راحکایت کنم؛غربتی که دوازده قرن است ریشه

دوانیده؛غربتی که اشک زمین وآسمان راجاری ساخته؛غربتی که حتی برای

برخی محبانت،غریب وناشناخته است؛غربتی که اجدادطاهرینت پیش ازتولدت

برآن گریسته اند.

من ازتصویراین غربت وغم ناتوانم.

ازکجابگویم؟ازخودبگویم یاازدیگران؟ازنسل های گذشته بگویم یاازنسل

امروز؟ازدوستان شکوه کنم یاازدشمنان؟ازعوام گلایه کنم یاازخواص؟

ازآنانی بگویم که خاطرشریف تورامی آزارند ازآن ها که دستان پدرانه

ومهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟!از آنان که چنان برق شمشیرت رابه

رخ می کشندکه حتی دوستانت راازظهورت می ترسانند؟!ازآن ها که تورابه

دوردست هاتبعیدمی کنند؟ازآن هاکه تورادست نیافتنی جلوه می دهند؟ازآن ها

که به نام تو،مردم رابه دکه های خویش فرامیخوانند؟ازآن هاکه همواره برطبل

نومیدی می کوبند وزمان ظهورت رادور میپندارند؟ازآنان که تورا آن گونه که

خود می پسندند- ونه آن گونه که هستی ومی خواهی- نشان می دهند؟آن ها که

غیبتت را به منزله ی((نبودنت))تلقی می کنند؟

مولای من...گویاهمه چیز،دست به دست هم داده است تاشمادرغربت

بمانید!لشکریان ابلیس هم روزوشب درکارند.نمی دانم چه کسانی واقعاً

توراوظهورتورامی خواهند؟خدامی داندوتو!اما این را می دانم که پس ازگذشت

دوازده قرن از شروع غیبت،هنوزپیروزای میدان،ابلیس ولشکریان انس وجن

اویند که درکشاکش غیبت وظهور،شب ظلمانی غیبت راتاهم اکنون امتداد داده

اند.

از خودآغاز می کنم که اگرهرکس ازخودشروع کند، امرغرج اصلاح

خواهدشد.

می خواهم به سوی توبرگردم.یقین دارم برگذشته های پراز غفلتم کریمانه چشم

می پوشی؛می دانم توبه ام راقبول می کنی وباآغوش بازمرا می پذیری؛می دانم

درهمان لحظه ها،روز هاوسال های غفلت هم، برایم دعا می کردی.من

ازتوگریزان بودم؛اما توهم چون پدری مهربان دورادورمرا زیرنظر

داشتی...العفو...العفو!

این شکایت رابه کجابریم که نه تنها بی خبران دورارآبادی،حتی برخی

ازمؤمنان ومقدسان نیزشنیدن ازغربت حضرت بقیهَ الله(ع)راتاب

ندارند؟!خدایا!عجب حجاب ضخیمی!چه غربت عجیبی؟!

مولای متقیان حضرت علی(ع)را به حق،اول مظلوم عالم می دانیم.

هرساله درایام فاطمیه،به یادمصائب ومظلومیت حضرت زهرا(ع)اشک ماتم

می ریزیم وبایدهم این گونه باشد.

به هرمناسبت ودرهرمصیبتی،برمظلومیت حضرت سیدالشهدا(ع)واهل بیت

مکرمش می گرییم وبایدهم بگرییم.

شنیدن نام قبرستان بقیع،قم واندوه رابر دل هایمان می نشاند.

برغربت امام موسی بن جعفر(ع)درسیاه چاله های بغداداشک غم ازدیدگان

جاری می کنیم.

با تمام وجود،امام رضا(ع)را((غریب الغربا))می خوانیم.

امام دهم ویازدهم را((عسکریین))لقب داده ایم؛حاکی ازاین که این دوپیشواتمام

عمررا درپایگان خلفای عباسی محصوروتحت نظربودندومگرمظلومیتی

بالاترازاین قابل تصوراست؟

...اما به غربت امام زمان(ع)کمتراندیشیده یااصلافکرنکرده ایم!ناآگاهی

ازغربت امام عصر(ع)یاباورنداشتن غربت آن جناب یا غفلت ازاین

غربت،اولین وجه از((غریبی))امام زمان است.

مولای من؛آرزوداشتم مراعبدالمهدی می نامیدند.

دوست داشتم ازهمان اول،اذان عشق تورادرگوشم زمزمه کرده بودند.

ای کاش ازابتدامرابرای تونذرکرده،حلقه ی غلامی ات رابرگوشم افکنده بودند!

ای کاش کامم رابانام توبرمی داشتند وحرز تورا همراهم می کردند!

مهدی جان!دوست داشتم بانام نامی توزبان بازمی کردم.

ای کاش مهدکودکم،مهدآشنایی باتوبود.کاشکی درکلاس اول

دبستان،آموزگارم،الف بای عشق تورا برایم هجی می کرد ونام زیبای

توراسرمشق دفترچه ی تکلیفم قرار می داد.

چه بگویم...

ای حجت یزدان وای امیردوران!

ای موعودانبیا ومنجی انسان ها!

ای ذخیره ی خدادرزمین!

ای مهربان ترین...

ای کاش اهل عالم می دانستندکه باآمدنت،چه سعادتی به آنان روی خواهدآورد

که نه چشمی آن رادیده ونه گوشی آن راشنیده است.

ای کاش مسیحیان جهان می دانستند که مسیح(ع)خود دلداده ی توست وبرای

ظهورت لحظه شماری می کندتاازآسمان فرودآید؛درنمازبه تواقتدانمایدوپیروان

خویش رابه تبعیت ازتوفراخواند که اگرعیسی(ع)بنا به ضرورت وبرای اتمام

حجت،مرده ای رازنده می کرد؛تئای مقتدای مسیح(ع)،زمین وزمان،انسان

وجهان و قرآن رازنده خواهی کرد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 11:26  توسط ساعی 



ای روی توزیبایی بخشیده به زیبایی

سروازقدرعنایت آموخته رعنایی

جزفکرتوخوبان رانبودسروسودایی

((ای پادشه خوبان دادازغم تنهایی))

((جان بی توبه لب آمدوقت است که بازآیی))

سودای وصال تورسوای جهانم کرد

مهجور زدین ودل بیگانه زجانم کرد

القصه که هجر توبی تاب وتوانم کرد

((مشتاقی ومهجوری دورازتوچنانم کرد))

((کزدست بخواهدشدپایاب شکیبایی))

ازباده وصل خودمارابچشان جامی

مارانبود،جانا!غیرازتودلارامی

گفتی زکفم دردی ازدردبیاشامی

((ای دردتوام درمان دربسترناکامی))

((وی یادتوام مونس درگوشه تنهایی))

امیرالمومنین،حضرت علی(ع)فرمودند:

درانتظارفرج امام زمان(عج)باشیدوازرحمت خداوندناامیدنشوید،همانامحبوب

ترین کارها درپیشگاه خداوندعزوجل،انتظارفرج است.

حضرت امام صادق فرمودند:ازشمارآن چه آیین ومذهب امامان(ع)راتشکیل

می دهد.پرهیزکاری،پاک دامنی وشایستگی است،تاآن که فرمودند:وانتظارفرج امام زمان(عج)همراه باشکیبایی.

حضرت امام موسی کاظم(ع)به واسطه ازپدران بزرگوارشان نقل می کنندکه

پیامبراسلام(ص)فرمودند:برترین کارهای امت من،انتظارفرج وگشایش

ازخداوندعزوجل است.حضرت امام باقر(ع)ازپدران بزرگوارشان نقل می کنندکه پیامبرگرامی

اسلام(ص)فرمودند:برترین عبادت،انتظارفرج است.

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 19:8  توسط ساعی 



ازآن روزکه فهمیدم درمیان مردمی به هرکه می رسم سلام می کنم...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 12:37  توسط ساعی 



خون پرنده می ریخت،قطره،قطره روی خاک

                                         لاله هاسرکشیدن یواشکی ازتوی خاک

 

جمجمک برگ خزون

جمجمک برگ خزون       مادرم زینب خاتون          قامتش عین کمون

ازکمون خمیده تر            روز به روزتکیده تر        غصه دار،غصه دار

بی قراره،بی قرار           میگه مرتضی میاد           میگه مرتضی میاد

میگه مرتضی میاد           جمجمک برگ خزون       بی بی جون وآقاجون

جفتشون وقت اذون          دستوبالامی برن              ازبابابی خبرن

هی میگن خداخدا            پس چی شدبچه ما            کی خبرازش میاد(3)

جمجمک برگ خزون       باباجونش باباجون            سروصورت پرازخون

توی کربلای پنج            خاک شده عین یه گنج       گلوله خورده توسرش

توی خاک سنگرش         رفته دیگه نمیاد               پسرش بابامی خواد(2)

جمجمک برگ خزون      یه پلاک یه استخون          ازتوخاک اومدبیرون

دوکیلوکل بدن               به مامان نشون دادن         مامانم جیغ زدش

باباروبغل زدش            هی زدش ناله وداد           راضیم هرچی بخواد(2)

جمجمک برگ خزون     آدماپیروجوون                دلشون یه آسمون

توسروسینه زدن           دست به دست هم دادن       تامشایعت کنن

همه بیعت بکنن            یاعلی قلب توشاد


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 22:33  توسط ساعی 



 

بغداد:عمری،پسرش،حاجز،بلالی،عطار.

کوفه:عاصمی.

اهواز:محمدبن ابراهیم مهزیار.

قم:احمدابن اسحاق.

همدان:محمدبن صالح.

ری:بسامی واسدی(محمدبن ابوعبدالله کوفی).

آذربایجان:قاسم بن علاء.

نیشابور:محمدبن شاذان.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 22:36  توسط ساعی 



 

بنابرروایات معتبر،تجهیزونمازخواندن ودفن امام معصوم(ع)رافقط امام

معصوم دیگری می تواندانجام دهد.درباره ی امام زمان(عج)نیزآمده است که

 امام حسین(ع)که اولین رجعت کننده است وبعدازامام زمان(عج)حکومت

 خواهدکرد،آن حضرت راغسل داده،کفن وحنوط می کندونمازبرآن حضرت

  می خواندپس آن حضرت رادرلحد می گذارد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 22:34  توسط ساعی 



 

علائم حتمیه عبارتنداز :

اول: خروج دجال

دوم: صیحه ونداء آسمانی

سوم: خروج سفیانی

چهارم: فرورفتن لشکرسفیانی درزمین بیداء

پنجم: قتل نفس زکیه که سیدی ازآل محمد(ع)است که مابین رکن ومقام کشته

می شود.

ششم: خروج سیدحسنی که جوان خوش صورتی است که باحضرت بیعت

 می کند.

هفتم: ظاهرشدن کف دستی است که درآسمان طلوع می نمایدودرروایات

دیگر،صورت وسینه وکف دستی است که درنزدچشمه خورشیدظاهرمی شود.

هشتم: کسوف درنیمه رمضان وخسوف درآخرآن که همیشه درخلاف آن است.

نهم: آیات وعلاماتی است که درماه رجب آن سال ظاهرمی شود وآن سه نداء

است که ازآسمان به گوش مردم می رسد.

دهم: اختلاف بنی عباس وانقراض دولت ایشان که دراخبارآمده است.         

 

***

علامات غیرحتمیه نیزبسیاراست که بعضی ظاهرشده وبعضی واقع نشده است

که اشاره می شود:

اول: خراب شدن دیوارکوفه

دوم: جاری شدن نهری ازشط فرات درکوچه های کوفه.

سوم: آبادی شهرکوفه بعدازخرابی آن.

چهارم: آب درآوردن دریای نجف.

پنجم: جاری شدن نهری ازفرات به نجف.

ششم: ظاهرشدن ستاره دنباله داردرنزدیک ستاره جدی.

هفتم: قحطی شدید.

هشتم: وقوع زلزله وطاعون دربسیاری ازشهرها.

نهم: قتل بسیارکه آرام نمی گیرد.

دهم: زینت کردن قرآن هاومساجدبدون عمل به دستورات دین.

یازدهم: خراب شدن مسجدبراثا.

دوازدهم: ظاهرشدن آتشی است درسمت مشرق زمین که درمیان زمین وآسمان

افروخته می شود.

سیزدهم: ظاهرشدن سرخی شدیدکه دراطراف آسمان پهن می شود.

چهاردهم: کثرت قتل وخون ریزی درکوفه.

پانزدهم: مسخ شدن طایفه ای به صورت میمون وخوک.

شانزدهم: حرکت پرچمهای سیاه ازخراسان.

هفدهم: آمدن باران بسیارشدید درماه جمادی الثانی ورجب.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 21:2  توسط ساعی 



 

درجواب به این سئوال،بایدگفت که قدرت خداوندمحدودنیست لیکن

کارهارابرطبق اسباب ومجرای عادی انجام می دهند.

بنانیست که خداوندبرای حفظ وجودمقدس انبیاء وائمه (ع) وترویج دین،ازروش

عمومی اسباب وعلل دست برداردوبرخلاف جریان عادی عمل کند، وگرنه

دنیا،دارتکلیف واختیاروامتحان نخواهدبود.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 20:59  توسط ساعی 



 

بی قرارتوام ودردل تنگم گله هاست

آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده درآب

دردلم هستی وبین من وتوفاصله هاست

آسمان باقفس تنگ چه فرقی دارد؟

((بال))وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی توهرلحظه مرابیم فروریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

بازمی پرسمت ازمسئله دوری وعشق

سکوت توجواب همه مسئله هاست


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 18:17  توسط ساعی 



۱- شباهتش به آدم ونوح(ع)طول عمرآن حضرت است.

۲- شباهتی به یونس(ع)داردکه بعدازپیروی به صورت جوانی به سوی قومش

برگشت.

۳- شباهتش به یوسف (ع) پنهان بودن اوازآشنایان خویش است یاآنکه مسافت

بین اووآنهاکم بود.

۴- شباهتی به صالح نبی(ع)داردوآنچه دسته شدن قومش درمدت دوری اوست.

۵- شباهتش به خضروذوالقرنین(ع)طولانی شدن غیبت است.

۶- شباهتی به ابراهیم وموسی(ع)دارد وآن پنهان بودن ولادت اووغیبت ودوری

گزیدن ازقومش است.سنتی نیزازموسی(ع)داردکه انتظاراذن ازطرف

خداوندبرای قیام است.

۷- شباهتی به عیسی (ع)داردوآن اختلاف مردم درباره زنده بودن یامردن آن

حضرت است.

۸- شباهتش به جدش درنام وکنیه وقیام باشمشیراست.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 18:14  توسط ساعی 



صبر یعنی
امتداد عطش لبهای ترک خورده خاک تا فصل باران
صبر یعنی
کشت تحمل در باغچه انتظار تا شکوفه حضور
صبر یعنی
شباهنگ اشک در دامان تنهایی تا ظهور فجر
صبر یعنی
ماندن قرنها خروش در پشت حنجره تا روز فریاد
صبر یعنی
شاخه سبز عبور عشق در چهار راه زندگی
صبر یعنی
شهامت ماندن و بسیج برای روز رفتن 
صبر یعنی
طاقت بر زهر خند تاریکی تا ار مغان گلخند روشنی
صبر یعنی
تحمل جان در پوستین تن تا محو شدن در او که باقی است
...
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 21:35  توسط ساعی 



(( زندگي زيباست اما شهادت از آن زيباتر است

سلامت تن زيباست اما پرنده عشق تن را قفسي مي بيند که در باغ نهاده باشند...

و مگر نه آنکه گردنها را باريک آفريده اند تا در مقتل کربلاآسانتر بريده شوند؟؟...

و مگر نه آنکه از پسر آدمي عهدي ازلي ستانده اند که حسين (عليه السلام) را از

سر خويش بيشتر دوست داشته باشد؟...

و مگر نه آن که خانه تن راه فرسودگي مي پيمايد تا خانه روح آباد شود

و مگر اين عاشق بي قرار را بر اين سفينه سرگردان آسماني که کره زمين باشد براي

 ماندن در اصطبل خواب و خور آفريده اند؟؟؟....

و مگر از درون اين خاک نردباني به آسمان نباشد جز کرمهايي فربه و تن پرور بر مي

آيد؟

پس اگر مقصد را نه اينجا در زير سقفهاي دلتنگ و در پس اين پنجره هاي کوچک که به

 کوچه ايي بن بست باز مي شوند

نمي توان جست....

پس بهتر آنکه پرنده روح دل در قفس نبندد.....

پس اگر مقصد پرواز است قفس ويران بهتر...

پرستويي که مقصد را در کوچ مي بيند از ويراني لانه اش نمي هراسد. ))


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 21:20  توسط ساعی 



به نظرشما:

به نظرشماآیاخداوندبابندگانش ارتباط دارد؟

یعنی:

اگرماسئوالی ازاوبپرسیم به طورمستقیم به ماپاسخ میدهد...

یا:

اگراحتیاج به راهنمایی داشته باشیم راهنمایی مان می کند؟

امام زمان(عج)چی؟


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 21:10  توسط ساعی 



دوستان عزیزی که مایلندنوشته های خودرادراین وبلاگ 

به نمایش بگذارند میتوانندنوشته های خودرادرقسمت ثبت نظرات به ثبت

برسانندتاپس ازبرسی دراختیارعموم مردم قرارداده شود...


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 15:37  توسط ساعی 



رفاقت باشهدادوطرفه است...

 

هروقت خواستی توی مناطق جنگی ازماشین پیاده

بشی،حتماباپای راست پیاده شو،مثل مسجد!

وقتی هم برگشتی به شهرت،خواستی ازماشین پیاده

بشی،فکرکن ببین بایدباکدوم پاپیاده بشی پای چپ یاپای

راست!...

 

خدایا!تامارامسلح نکرده ای...ازضامن خارج نکن...

تخریب چی:

هفت سین امسال رودرخدمت بروبچه های واحدتخریب هستیم.

1- سرنیزه            2- سیم چین             3- سیم خاردار

4- سوسکی ازنوع مینی اش       5- سبدی اون هم ازجنس مینش

6- سیم تله انفجاری          7- سیمینوف

ازشماره1تا6معمولاچیزایی بودکه بچه های تخریب باهاش

سروکارداشتند،اماموردهفتم معمولاکم وبیش نصیب اکثربچه های

تخریب می شد.اون هم به جای خال،وسط پیشونیشون.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 15:31  توسط ساعی